تبليغاتX
روز دانشجو: روز مبارزه با دیکتاتوری بپاخیز هموطن أَلَيْسَ اللَّهُ بِكَافٍ عَبْدَهُ ؟! (زمر / 36)و  

مي خواستم شادمانتان كنم! / هميشه به روي رفتارتان خنديدم! / در تمام عكسهاي يادگاري لبخند زدم! / اما چه كنم كه شعر، / حقيقت ِ تلخي بود! / حقيقت ِ تلخ ِ تزلزل بغض / و تحمل حزن! / نه جايي براي ته مانده تبسم هاي من داشت، / نه مجالي براي رويش شادي! / من مي دانستم كه هر حرفي حرف مي آورد! / مي دانستم كه فرياد را نمي شود زمزمه كرد! / حالا سرم را بالا مي گيرم و كنار سايه ام مي گذرم! / حالا در همين اتاق ِ در بسته، / بر صندلي ِ كوچكم مي ايستم / و رو به ديوارها فرياد مي زنم: / ـ« من شاعرم!» / (و اين دروغ دلنشيني است! / كه به قدر ِ ارزني هم شاعر نبوده ام هرگز!) / حالا به هر عابري كه در خيابان از كنارم گذشت / كتابي مي دهم! / مي دانم كه ديوانه ام ميخوانند! / مي دانم كه به خطوط درهم خوابهايم مي خندند! / مي دانم كه كسي مدالي بر سينه ام نخواهد زد! / اما يادتان باشد! / فردا درباره همين دلبستگي هاي ساده / قضاوت خواهيد كرد! / يادتان باشد

.

قضایت نمی گذارم / اذان فـ ـاصـ ـلـ ـه که آخر گرفت / سر وقت می خوانم ات . . .

آن روز كه زنان بنادرجنوب،‌ برقع به صورت زده و رو به درياي ديار آفتاب اندود خويش به امواجي چشم دوختند كه لنج مرد درياشان رابه سوي آنان مي سرانيد ، برقع ها شان سرخ سرخ بود وگاه نارنجي و سياه ؛‌ ونه هميشه سياه كه به دل بد راه مي داد و آن كس كه سفري داشت سياه از تن به در مي كرد. هرچند كه در تاريخي دور ، سياهي و مستوري با بيرق حفاظت از زنان،‌ بددلي و سياه روزي را بر آنان استيلا داده بود.

 

آن روز كس نمي دانست كه روزگاري خواهد رسيد كه اين نظر به آب دوختگان ِ سواحل ِ انتظار، برقع سبز به چشم به استقبال برابري ، آزادي و عدالت خواهند شتافت. و امروز ، شاهد بدعتي جديد در سنت هاي ديرين اين زنان هستيم. برقع هاي سبز، چالشي با جهان ِ اجبار ... بدعتي كه بي ترديد برآيند ديگر سنت شكني هاي زنان از سراسر ايران وديگر جوامع ستمديده و دردكشيده است.

********

صداي گرم و هيجان زده ي دوست جنوبي ام از سبزي برقع هايي مي گفت كه اين روزها به بازار آمده ...هنوز آنها را نديده بود اما تنها گزارش شاهدي عيني كافي بود تااين چنين به هيجانش بياورد و او نيز طبق عادت ديرينه ، با دقت و ظرافت قصد انتقال اين هيجان را داشت .... موفق شد، چونان هميشه. گفت :‌ رنگ سبز درميان رنگ هاي برقع زنان جنوب از قديم الايام تا كنون جايي نداشته و هرگز و هيچ گاه شاهد و سندي بر سبزيِ برقع ها يافت نشده است. گفتم : شايد با خيزش جنبش عمومي و مدني "راي من كجاست" و انتخاب نماد سبز براي رويش دوباره آزادي و برابري خواهي ، زنان جنوب نيز دراعتراض به آنچه از آنان دريغ شده بود در پي خلق نماد پيوند خويش با اين سبزينگي بر آمده اند. گفت :‌نميدانم لابد اين هم روشي است مبتكرانه به جاي دستمال گردن يا سريند يا مچ بند يا بازوبندي كه دراين روزها درتهران رايج شده . گفتم : حضور رنگارنك و گوناگون طيف هاي مختلف در اين جنبش موجب شد كه نماد آن نيز نشاني از سبزينگي و رويش متنوع سبزه ها و نهال هاي نورس باشد. دختران و پسران جوان حتي به بندي سبز بر انگشت پيروزي ويا سربندي بر پيشاني ِ روبه آينده خويش و زنان و مردان نيز هريك به نمادي سبز بر لباس و پوشش ظاهري در اين روزها پيوند با اين جنبش را فريادكردند. سهم زنان جنوب نيز لابد اين شده كه آب درياهاي گرم بوم خويش را باخلق برقع سبز به پاي اين سبزينگي ريزند ودر رويش نهال هاي مدنيت سهمي داشته باشند تا كه سبزبرگي به يادگار در ميان اوراق تاريخ زنان شود. گفت : مي داني برقع جنوبي فقط به منظور حفظ حجاب نيست ؟ اين تكه اي از لباس سنتي آنهاست يعني اصولا برقع زنان جنوب متفاوت از برقع هايي است كه اجباري والزامي به تن زنان كرده اند ،‌ با برقع زنان افغان و برقع هاي طالباني فرق دارد. شايد يادگاري است از صورتك هاي نمايشي در مراسم و آيين ساحل نشينان دور... گفتم : هرچه كه هست و هرچه بوده حتي اگر در گذشته نشاني از بردگي و سرسپردگي ؛ اينك در هيبتي ديگر به ضد خويش بدل شده و به بازارسبز و پررونق اعتراض هاي مردمي پيوسته است يعني آن چه ميبايست موجب خاموشي آنها شود اينك به هزار زبان در سخن است... گفت : خودشان مي گويند :‌برقع " موسوي چي "‌ و در نمايشگاه صنايع دستي زنان دانه اي 6000 تومان فروش رفته اما دربازار بندر و ميناب بايد دانه اي 3000 تومان باشد لابد به تهران كه آمده " تهراني شده و گران " !!

********

....برقع سبز با پولك هاي طلايي در ميان دستان كشيده و آفتاب سوخته اش مي درخشيد. دستان توانايي كه انگار ازميان درياهاي جنوب مرواريدي سبز صيد كرده و حاليا به سخاوت به بازار آزادي خواهي عطا مي كرد . هردو به آن خيره ميشويم و دست به دست مي گردانيم انگار كه از وراي پوست سرانگشتانمان تپيدن و تولد نبضي پرخروش را به يكديگر صلا مي دهيم . نوعي آيين و مناسك براي تكريم نشانه هايي كوچك ، حركت هايي خرد و آثاري به جاي ماندني و به خاطر سپردني . حركت هايي بي ادعا و به دور از سهم خواهي با سهيم شدن در خيزشي مدني به هرنام و به هر شيوه اي كه خودِ زنان مي خواهند .... بودن ! بي صدا و كم هزينه دراين دوران خشونت زا . ماندن ! واندادن ! علامتْ به جايْ نهادن تا كه رهرواني ديگر به دنبال اين نشانه ها راه به حركت هاي خلاق و مدني زنانه يابند . و علامتْ اين بار ،‌برقع سبز زنان سرخ پوش بنادر هرمزگان است كه در طريقي بديع، هرم آفتاب خفته در جان ِ جنوبي خويش را به گرما بخشي و سبزينگي جنبش مدني ومردمي آورده اند . برقع سبز را چونان يادگاري عزيز بر دل و ديده نشاندم و چونان ارمغاني از جنبش هاي "خرداد"‌ي در موزه واره تاريخ زنان جاي دادم . ظهوراولين و نمادين برقع سبز چالشي با جهان اجبار است . استفاده اي جسورانه از آن چه قراربوده زنان را به مستوري و پرده نشيني از تاريخ مخفي بدارد ليك ، حاليا به هزار زبان در سخن است...

+ محمد امین حصیری  | 

آخرین جلسۀ نشست ماهانۀ گروه مطالعات زنان انجمن جامعه شناسی ایران در سال جاری به بررسی سیاستهای آموزشی دولت نهم اختصاص یافت. نشستی که روز گذشته با سخنرانی نیره توکلی، جامعه شناس و دیگر علاقه مندان حوزۀ زنان، در دانشکدۀ علوم اجتماعی دانشگاه تهران برگزار شد. در این نشست، خانم توکلی با کنار هم گذاشتن بنیان های آموزشی  و گفته های دولتمردان دولت نهم نتیجه گرفت که  ویژگی اساسی نظریه پردازان آموزشی دولت نهم، "جداسازی جنسیتی" است.


ادامه مطلب
+ محمد امین حصیری  | 

+ محمد امین حصیری 

 
در حالی که فشار بر سید حسن خمینی برای لغو سخنرانی سید محمد خاتمی در حرم امام خمینی افزایش یافت و نیروهای امنیتی اعلام نمودند به هر طریق از سخنرانی محمد خاتمی جلوگیری می نمایند ، نوه امام در اقدامی اعتراضی مراسم شب های قدر حرم امام را لغو نمودند.

به گزارش خبرنگار رویداد ، تولیت آستان مقدس امام (ره) به مسوولان امنیتی اعلام نموده اند که اگر بخواهند در امور مربوط به حرم دخالت نمایند از برگزاری برخی مناسبت ها جلوگیری خواهند نمود.

این درحالی است که فشار برای سخنرانی سید احمد خاتمی ، احمد جنتی و محمود احمدی نژاد برای شب های قدر در حرم امام افزایش یافته بود اما با مخالفت شدید نوه امام روبرو گشت.

در همین حال روابط عمومی آستان مقدس امام خمینی(س) با صدور بیانیه ای از لغو مراسم شب های قدر خبر داد. متن این بیانیه به شرح زیر است:

بسمه تعالی
با آرزوی قبولی طاعات و عبادات مردم شریف ایران هم‌چنین با ادعیه خالصانه به درگاه حضرت احدیت برای علو درجات امام خمینی سلام‌الله علیه و فرزندان برومند و همسر مكرمه ایشان به اطلاع روزه‌داران و شهروندان مومن تهران میرساند آستان مقدس امام خمینی متاسفانه امسال به واسطه مشكلاتی كه حرم مطهر امام با آن روبروست از برگزاری مراسم روح‌بخش شب‌های احیا معذور میباشد.

امید است مومنین روزه‌داران در سحرهای پرفیض ماه مبارك رمضان و شب‌های قدر با دعای خویش روح مطهر امام و فرزندان محترم و همسر محترمه ایشان را غریق ادعیه خالصانه خویش بگردانند و دوام نظام مقدس جمهوری اسلامی را از خدای سبحان مسالت نمایند.
ان‌شاالله تعالی در سال‌های آتی چون گذشته پذیرای خیل مشتاقان و عاشقان حضرت روح‌الله باشیم.
+ محمد امین حصیری  | 

 

توو این روزای سخت، 17 شهریور آرامبخش خوب و بموقعی بود!

پریشونی و ناشاعرانگی و پراکندگیمو می­دونم که می­بخشی.

 

دعوت شدی به خاک که نور خدا شوی

راز بزرگ عشق شوی برملا شوی

 

 

***

 

زمان خلق تو حتی خدا جسارت کرد

و عشق مثل جنونی به زن سرایت کرد

 

 

***

 

خدا به معجزه­ی لایزال خود شک داشت

تورا که دید به اعجاز خود یقین آورد

 

 


برملا شدنت مبارک
+ محمد امین حصیری 

اين  پياده   مي­شود  ، آن   وزير   مي‌شود
صفحه چيده مي‌شود ،  داروگير    مي‌شود

اين يكي  فداي شاه ‌،  آن  يكي  فداي  رُخ‌
در  پيادگان  چه  زود مرگ  و مير   مي‌شود

فيل  كج‌روي  كند، اين سرشت فيل‌هاست‌
كج‌روي   در  اين   مقام   دل‌پذير   مي‌شود

اسب  خيز مي‌زند ،  جست‌وخيز كار اوست‌
جست‌وخيز   اگر   نكرد  ، دستگير مي‌شود

آن   پياده‌ي   ضعيف   راست راست مي‌رود
كج   اگر   كه   مي‌خورَد  ، ناگزير  مي‌شود

هر  كه   ناگزير   شد ، نان  كج بر  او حلال‌
اين  پياده  قانع  است ‌،  زود سير مي‌شود

آن    وزير    مي‌كُشد ،  آن   وزير  مي‌خورد
خورد  و برد  او  چه زود  چشم‌گير مي‌شود

ناگهان    كنار   شاه    خانه‌بند    مي‌شود
زير  پاي  فيل ‌، پهن‌ ، چون خمير   مي‌شود

آن  پياده‌ي   ضعيف  عاقبت  رسيده  است‌
هرچه خواست مي‌شود،گرچه دير مي‌شود

اين پياده ‌،  آن  وزير ... انتهاي  بازي  است‌
اين  وزير    مي‌شود  ، آن   به‌زير  مي‌شود

                                           محمدكاظم كاظمي‌ 

+ محمد امین حصیری  | 

 

در دامنی از لای و لجن پایبندی

بر اوج و فرودِ موج­ها می­خندی

 

ای رود که منکر شده­ایی دریا را!

یک روز میان بسترت می­­گندی

 

+ محمد امین حصیری