" صبغة الله و من احسن من الله صبغه ..." (بقره/138)
به مهربانترین زیبای خدا ، مؤیدی عزیزم و به کفرانگیزانهی اندام خداآمیزش
... و سیب خندهی خدا شکوفه میدهد
تا که بر لبام ، لبات میرسد
پلکهای مرطوب خداست
چشمهای عیساییات
و دستهای استواییات
حریر نوازش خداست
آه!...چه کفرانگیزاند
اندامهای خداآمیزت!
پ.ن1: ایی شعرکو عمداً امشو نوشتمش تا دفعهی دیگه ایقد اذیتُم نکنی( چه بی اینا که جِی افطاری دادی سی مو؟! میخواسی بکُشیم؟!نزیک بی موفق بشیا ولی . . . شیطون نابینا قرائت فرموده اگه فِک کِرده میتونه بین مو و تو ...)
پ.ن2: بفهم که چقد پیشُم عزیزی و دوسِت دارم که بازی عشقُم بارسلونا رو نیمه کاره ول کردُم و اومِدم اینجا (راسی فهمیدی "پوورتا"، بازیکن سویا هم مرد؟خیلی ناراحت شدم.اولِ بازی بازیکنای بارسا همشون لباس او برشون بی. او شویی که سیل بازی میکردُم ، موقعی که پوورتا اُفتاد خیلی ترسیدُم که مثِ "مارک ویلیام فو" بشه اما اصلاً فِک نمیکِردم که . . . ؛ خیلی سخته ، خیلیییییییییییییییییییییی)
پ.ن۴:ایی پتو آخر مُنِه میکُشه!![]()
