.
.
.
خیره به چشمهایت،
سجده بر لبهایت.
قضایات نمیگزارم،
اذان فاصله که آخر گرفت
سر وقت
پ.ن: دیشب دوباره در تنهايیام جوانه که زدی،ناشاعریام توان چیدن بیش از این چند واژه را نداشت؛ باز در شبام شعر جاماند و به صبحات نرسید...
+ محمد امین حصیری
|
