براي او که گرمای دستانش هنوز لای درازای انگشتان لاغرم به يادگار میرقصد
و لهجهی شيرين سلاماش هنوز گوشم را می نوازد؛
بیمروّت، نامهربانیات زود بود...
***
از كسی نمیپرسند چه هنگام میتواند خدانگهدار بگويد
از عادات انسانيش نمیپرسند
از خويشتن نمیپرسند.
زمانی
به ناگاه
بايد با آن رو در روی در آيد
تاب آرد
بپذيرد
وداع را
درد مرگ را
فرو ريختن را ،
تا ديگر بار
بتواند كه برخيزد.
«مارگوت بیکل ـ ترجمهی احمد شاملو»
پ.ن: "سودربرگ" چه خوب گفتهاست که «جهان با عاشقان مهربان نيست».
