زندگي به طور پراكندهاي نامنظم است. "كامو"
اینجا
همه بی نرگس، نسریناند
و شاید نسرینتر
که نسرین
با یک "کات"
تمام غمهایش
و غصههایش
و نابهروزیهایش
تمام می شود
اما آه،
نسرینترها، همیشه نسریناند...
أَلَيْسَ اللَّهُ بِكَافٍ عَبْدَهُ
؟! (زمر / 36)و
قضایت نمی گذارم / اذان فـ ـاصـ ـلـ ـه که آخر گرفت / سر وقت می خوانم ات . . .
زندگي به طور پراكندهاي نامنظم است. "كامو"
اینجا
همه بی نرگس، نسریناند
و شاید نسرینتر
که نسرین
با یک "کات"
تمام غمهایش
و غصههایش
و نابهروزیهایش
تمام می شود
اما آه،
نسرینترها، همیشه نسریناند...
برای تو که با آسمانات نسبتی است همچون که با شب
این روزها
یکپارچه شبام
و تو
ـ کسی که به نمازات نشستهام ـ
صبحتر از آنی
که به شبهایم بکشانمات.
حرف که میزنی
بوی "وتر" سراسرم را میپیچد
و از چشمانام
آیههای خیس که نازل شود
شأن نزول میشوی.
از فروتنانهات چیزی نمیخواهم
مگر ارزانی منّتی
که در آسمانات بکاریام
و به پایم بریزی
همهی قدیسههای سیاهات
در تو ریشه خواهم زد
و آرام
آرام
آرام
صبح میشوم.
من
عصر بی پنجشنبه های قبرستان ام
سکوت مطلق شعرهایی ناگفته
که آرام گرفته اند
در دوردست شهر
خاموش
سوت و کور
دلگیر
و گاهی بادی آواره
که ـ بی جهت ـ
می وزد
و می پیچد
در خواب نازندگی هایی
که در من...