تبليغاتX
اعتراض به تخلفات آشکار در انتخابات اعتراض به تخلفات آشکار در انتخابات أَلَيْسَ اللَّهُ بِكَافٍ عَبْدَهُ ؟! (زمر / 36)و  

مي خواستم شادمانتان كنم! / هميشه به روي رفتارتان خنديدم! / در تمام عكسهاي يادگاري لبخند زدم! / اما چه كنم كه شعر، / حقيقت ِ تلخي بود! / حقيقت ِ تلخ ِ تزلزل بغض / و تحمل حزن! / نه جايي براي ته مانده تبسم هاي من داشت، / نه مجالي براي رويش شادي! / من مي دانستم كه هر حرفي حرف مي آورد! / مي دانستم كه فرياد را نمي شود زمزمه كرد! / حالا سرم را بالا مي گيرم و كنار سايه ام مي گذرم! / حالا در همين اتاق ِ در بسته، / بر صندلي ِ كوچكم مي ايستم / و رو به ديوارها فرياد مي زنم: / ـ« من شاعرم!» / (و اين دروغ دلنشيني است! / كه به قدر ِ ارزني هم شاعر نبوده ام هرگز!) / حالا به هر عابري كه در خيابان از كنارم گذشت / كتابي مي دهم! / مي دانم كه ديوانه ام ميخوانند! / مي دانم كه به خطوط درهم خوابهايم مي خندند! / مي دانم كه كسي مدالي بر سينه ام نخواهد زد! / اما يادتان باشد! / فردا درباره همين دلبستگي هاي ساده / قضاوت خواهيد كرد! / يادتان باشد

.

قضایت نمی گذارم / اذان فـ ـاصـ ـلـ ـه که آخر گرفت / سر وقت می خوانم ات . . .

 

کی شود دریا به ­پوز سگ نجس       کی شود خورشید از پُف منطمس

                                        (مولوی)

 

 

+ محمد امین حصیری 

حالا می فهمم چرا شماها رو شهید کردن؛ یادت بخیر سردار!

+ محمد امین حصیری 

روزنامه اعتماد - مسعود رفيعي طالقاني : محمود احمدي نژاد شبي که مقابل حريف اصلاح طلبش به مناظره نشست، با دست با پرونده يي که روي ميزش بود بازي مي کرد و در خلال صحبت هاي ميرحسين موسوي تصوير 4+3 همسرش را که در گوشه برگه ها منگنه شده بود به او نشان مي داد و با گفتن جمله «آقاي موسوي بگم؟ آقاي موسوي بگم؟» تلاش داشت رقيب انتخاباتي اش را زير فشار بگذارد تا ترديد درباره صحت مدرک همسر رقيبش به مدد بيايد، گمان نمي کرد که روزي اصولگرايان از پس رسانه ها گوشه مدارکي را نشان دهند و بخواهند برگ برنده احمدي نژاد را مقابل اعضاي کابينه او به کار ببرند.

محمود احمدي نژاد آمده بود تا مناظره تلويزيوني را از ميرحسين موسوي ببرد. پس در مناظره و در لابه لاي حرف هاي حاشيه سازش در بحبوحه انتقادات از دولت وي بر سر ماجراي مدرک تقلبي، دو چيز گفت تا موسوي را دل آشوب کند؛ نخست آنکه بر موسوي خرده گرفت که چرا در جايي خاتمي را دکتر خطاب کرده در حالي که او مدرک دکترايي ندارد،- در حالي که خاتمي دست کم دو دکتراي افتخاري در کارنامه اش دارد- و ديگر آنکه با نشان دادن پرونده زهرا رهنورد همسر ميرحسين موسوي با اشاره به اينکه او تخلفاتي در مسير آموزش عالي داشته، خواست به موسوي نشان دهد دولتمردان احمدي نژاد و شخص او را نمي شود با يادآوري مدرک جعلي وزير برکنارشده اش- علي کردان- به تنگنا کشيد. پس بي پروا سه بار به موسوي خطاب کرد؛ «بگم؟ بگم؟ بگم؟» او مي خواست با اين کار نشان دهد انبان کلماتش پرتر از آن است که کسي را در مناظره بي پاسخ رها کند، آنچنان که چهار سال اين کار را با خبرنگاران داخلي و خارجي نيز کرده و پرسش آنان را با پرسشي مضاعف، پاسخ گفته بود تا هيچ کس نتوانسته باشد جوابي به صراحت از رئيس دولت ايران بستاند.

رئيس دولت اما چه مي خواست و چه نه، هدايتگر دولتي بود که براي نخستين بار در طول تاريخ انقلاب، پرونده يي در آن تشکيل شد که عنواني بي سابقه بر خود داشت؛ «مدرک تقلبي». اگرچه احمدي نژاد مدرک را «کاغذ پاره» خوانده بود اما نه توانست علي کردان را از جنجال مدرک تقلبي برهاند و نه پس از آن در دولت دهم و با ادامه روند انتشار اتهام جعلي بودن مدارک و مقالات مديران ارشدش موفق شد هياهوي مدارکي که تقلبي خوانده مي شد و مقالاتي که جعلي توصيف مي شد را آرام سازد.

اگرچه پيشتر و در زمان دولت اصلاحات موضوع کپي بودن مقاله علمي، دامان معصومه ابتکار يکي از معاونان سيدمحمد خاتمي را نيز گرفته بود اما مدارک تقلبي مديران ارشد دولت احمدي نژاد بر سر زبان ها افتاد و دهان به دهان نقل شد تا دولتمردان ناگزير شوند به پاسخ برآيند و چاره يي کنند اين درد ديرعلاج را؛ دردي که عده يي آن را سلطه طلبي مي خواندند و عده يي جنگ با اخلاق. کساني زياده خواهي اش مي دانستند و کساني ديگر مقابله با اعتماد عمومي. به هر حال هرچه بود، دردي بود براي دولتي که داعيه تخصص داشت هرچند مردان علمي، تخصص را به مدرک نمي شناسند؛ دردي که احمد توکلي نماينده «نه صرفاً حامي و نه صرفاً منتقد » دولت احمدي نژاد، نخستين بار در تارنماي اينترنتي اش «الف» ويروس آن را به جان دولت انداخت و فراگيرش کرد.

---

هنوز يک ماه از راي اعتماد مجلس به علي کردان براي تصدي وزارت کشور دولت نهم پس از برکناري مصطفي پورمحمدي نگذشته بود که با انتشار خبر جعلي بودن مدرک دکتراي وي در پايگاه اينترنتي «الف» وابسته به احمد توکلي، جنجال ها بر سر صحت يا عدم صحت مدرک وي بالا گرفت و بهارستان را به غوغا کشاند. «الف» در استعلامي رسمي از دانشگاه معتبر آکسفورد صحت مدرک علي کردان را جويا شده بود و اين دانشگاه طي نمابري اعلام کرده بود تاکنون مدرک دکترايي براي شخصي به اسم علي کردان صادر نکرده است. کردان پيش از آنکه بخواهد به اداره وزارت کشور بينديشد به سکوت فرو رفته بود و بي شک بر آن بود تا انتقادات را نپذيرد. رئيس دولت نيز راهي نداشت جز آنکه مدرک را کاغذ پاره بخواند. هوش بهارستان اما به آن سکوت از کف نمي رفت و گوشش به اين حرف ها بدهکار نبود. پس وزير نوپا به کمند استيضاح افتاد و نيامده، رفت. کردان در توضيحاتش در باب چرايي استفاده از مدرک جعلي گفت؛ «از فردي که مدعي نمايندگي دانشگاه آکسفورد در تهران بوده و مدرک دکتراي افتخاري را صادر کرده است شکايت کيفري کرده تا تحت تعقيب قضايي قرار گيرد.» علي لاريجاني نيز پس از قرائت گزارش کميسيون آموزش مجلس درباره مدرک وزير کشور اين موضوع را در چارچوب «مصلحت کشور» توصيف کرد. نمايندگان مجلس در جلسه غيرعلني از زبان رئيس کميسيون آموزش و تحقيقات مجلس شنيده بودند که پس از بررسي ها مشخص شده است حدود سال 76 فردي که به نحوي با انتشارات دانشگاه آکسفورد مرتبط بوده و در ايران فعاليت داشته در تماس با علي کردان پيشنهاد داده در ازاي ارائه مقاله يي با واسطه، به وي مدرک دکترا اعطا کند. کردان نيز مقاله خود را ارائه داده و پس از مدتي مدرکي که به امضاي سه نفر از استادان دانشگاه آکسفورد رسيده به او تحويل داده شده بود. اما بعد مشخص مي شود اين مدرک جعلي است چراکه طبق نظر وزارت علوم مدرک دکتراي افتخاري علي کردان دال بر طي روند متعارف دانشگاهي نبوده و مدارکي از اين دست تنها با امضاي رئيس دانشگاه مورد نظر قابل قبول خواهد بود. به اين ترتيب علي کردان که حالا ديگر نمي توانست عنوان دکتر را پيش از نام خود بگذارد هم از دکترا افتاد و هم از وزارت. او نخستين قرباني مدرک جعلي در بين مقامات دولت هاي جمهوري اسلامي ايران بود.

---

کردان براي مدتي به انزوا رفت اما گويا نمايندگان مجلس در انديشه آن بودند که ساير دولتمردان را نيز از ذره بين خود بگذرانند که چنين نيز کردند. قرباني بعدي علي سعيدلو معاون اجرايي رئيس دولت بود؛ آنگاه که يکي از روزنامه هاي صبح با انتشار خبري مدرک دکتراي او را جعلي خواند. از همين رهگذر شک ها به محمدرضا رحيمي که سنگ کردان را به سينه مي زد نيز برانگيخته شد و عليرضا زاکاني نماينده اصولگراي تهران مدعي شد مدرک دکتراي رحيمي «قل» دوم مدرک علي کردان است. با آنکه رحيمي قاطعانه اين موضوع را تکذيب و تهديد کرد که در صورت ادامه ادعاها، مدعيان را به دادگاه مي کشاند اما نمايندگان منتقد عقب ننشستند و خواستار توضيح دولت درباره اين مدرک دکترا شدند. دور تازه مجادله بر سر دکتراي رحيمي پس از آن آغاز شد که عوض حيدرپور نماينده شهرضا در يک سوال رسمي وزير علوم را درباره مدرک دکتراي رحيمي به پرسش گرفت. به گفته منابع موثق وزير علوم در توضيحات خود به اعضاي کميسيون فرهنگي مجلس که در پشت درهاي بسته ارائه شد، نهايتاً اصالت اين مدرک را مورد تاييد قرار نداد و صرفاً به اين جمله بسنده کرد که مدرک دکتراي رحيمي نيز مانند ساير مدارک مديران در دست بررسي است. پس از اين ماجرا کميسيون فرهنگي مجلس تصميم گرفت سوال نماينده شهرضا درباره مدرک تحصيلي معاون پارلماني رئيس جمهور را به صحن علني بکشاند تا نمايندگان تصميم نهايي را براي تحقيق و بررسي کميسيون درباره اين مدرک اخذ کنند. رئيس دولت به پارلمان آمد و نشست تا معاونش پاسخ نمايندگان را بدهد. رحيمي در پاسخ به نمايندگان مجلس، پرسش آنان را «غيرقانوني» دانست و در کنايه يي گفت؛ «آيا تنها مشکل مملکت مدرک تحصيلي من است؟» حين سخنان رحيمي يکي از نمايندگان فتوکپي از مدرک او را در بين سايرين پخش مي کرد. شنيده ها حاکي از آن بود که بر اساس اسناد نخستين مدرک تحصيلي رحيمي که شائبه جعلي بودن دارد مربوط به يک مدرک دکتراي افتخاري از يکي از موسسات آکسفورد در ايران است که در تاريخ

20/6/87 صادر شده است. رحيمي اما برخلاف کردان، دکتر ماند تا پس از انتخابات دهم رياست جمهوري و بازنشستن احمدي نژاد بر صندلي رياست دولت و در پي برکناري پر هياهوي اسفنديار رحيم مشايي از سمت معاون اولي رئيس جمهور، به اين سمت دست يابد. گرچه بار ديگر فوراً موج انتقادات به وي باز هم بر سر مدرکي که صحت يا عدم صحتش مشخص نشده است بالا گرفت و نمايندگان مجلس او را دوباره خطاب قرار دادند. معاون پارلماني سابق و معاون اول رئيس جمهور در دولت دهم اين بار اما بدون اشاره به مدرک دکتراي خود و در پاسخ به اتهام مدرک جعلي که به وي نسبت مي دهند، گفت؛ «اينجانب پيش از انقلاب در رشته حقوق از دانشگاه تهران فارغ التحصيل شده و جزء اولين نفراتي بودم که مدارک مربوط به مدارج علمي خود را پس از اظهارات رئيس جمهوري درباره مدارک جعلي مديران براي بررسي و ارزشيابي به وزارت علوم ارائه کردم.» توکلي اما اين بار در برابر رحيمي نيز کوتاه نيامد؛ «مدرک رحيمي قلابي و مانند مدرک کردان است.» الياس نادران نيز اينچنين گفت؛ «رحيمي از عنوان جعلي دکترا در سمت رئيس دانشکده حقوق دانشگاه آزاد اسلامي واحد جنوب استفاده کرده و بر اساس آن حقوق دريافت کرده است.»

---

موضوع مدرک جعلي اما آنجا بسيار بيشتر مورد توجه قرار گرفت که شايعه شد مدرک وزير علوم جديد دولت جعلي است. گويا قرار نبود کامران دانشجو که از عالم سياست رهسپار وزارت بر علمي ترين وزارتخانه کشور شده از کمند موضوع مدرک برهد. در برخي گزارش ها اعلام شد دانشگاهي که کامران دانشجو- وزير علوم- ادعاي گرفتن مدرک از آن را دارد، اساساً وجود خارجي ندارد. اين در حالي است که دانشجو در جلسه راي اعتماد مجلس خود را فارغ التحصيل کالجي در لندن در رشته هوافضا معرفي کرد در شرايطي که در بخش انگليسي تارنماي شخصي خود دانشگاه منچستر را به عنوان محل تحصيل در مقطع دکتراي خود معرفي کرده بود. در بحبوحه اين شايعات بود که نشريه علمي «نيچر» ادعاي تازه يي را مطرح کرد. اين نشريه نوشت؛ «مقاله يي که در سال جاري توسط کامران دانشجو و مجيد شهروي از دانشکده مهندسي مکانيک دانشگاه علم و صنعت در تهران نوشته شده در خيلي از موارد کلمه به کلمه مقاله يي را که در سال 2001 توسط دانشمندان کره جنوبي در نشريه يي علمي منتشر شده بوده، کپي کرده است.» نيچر همچنين مدعي شد؛ «تعداد کمتري از جملات مقاله نيز عيناً از مقاله يي که در سال 2003 در جريان يک کنفرانس علمي توسط گروه ديگري از محققان ارائه شده، برداشته شده است.» اين بار اما کامران دانشجو مجبور به تاييد شد و چند روز بعد در توضيحاتي با حضور در کميسيون آموزش و تحقيقات مجلس گفت؛ «در يک پروژه استاد راهنماي دانشجويي بوده است که اين مقاله توسط او ارائه شده و به عنوان استاد راهنما از سرقت علمي دانشجويش خبر نداشته است.» او گفت؛ «اين مقاله توسط دانشجوي مورد اشاره استفاده شده نه وزير علوم.» دعوا بر سر مدرک دکتراي دانشجو اما بيشتر از مقاله کپي برداري شده ادامه يافت تا رئيس کميسيون آموزش و تحقيقات مجلس توضيح دهد؛ کامران دانشجو مدرک ليسانس خود را از دانشگاه کوئين مري کالج لندن و کارشناسي ارشد خود را از امپريال کالج لندن اخذ کرده است. همچنين وي تحصيلات دکتراي خود را در دانشگاه امپريال کالج لندن گذرانده است. پس از اين توضيحات و طرح موضوع اخراج دانشجو از امپريال کالج لندن، توضيح داده شد که وي دوره دکترا را در اين دانشگاه گذرانده و تاريخ دفاع نيز برايش تعيين شده بوده که به دليل حمايت از حکم حضرت امام خميني(ره) مبني بر مرتد دانستن سلمان رشدي و شرکت در تظاهرات مسلمانان عليه سلمان رشدي از انگلستان اخراج شده است گرچه بعدها با موافقت دانشگاه امپريال کالج لندن، در دانشگاه اميرکبير تهران از پايان نامه خود دفاع کرده است. رئيس کميسيون آموزش و تحقيقات مجلس ضمن تاييد مدارج طي شده از سوي دانشجو تاکيد کرد دانشجو مدرک دکترا ندارد و تنها يک گواهي از وزارت علوم مبني بر گذراندن تحصيلات در دوره دکترا دارد.

---

در ميان دولتمردان محمود احمدي نژاد اما وزير تازه راه و ترابري او نيز از اتهام سرقت علمي مصون نماند. روز 25 سپتامبر برابر با سوم مهرماه جاري روزنامه فرانسوي ليبراسيون حميد بهبهاني را به سرقت علمي از مقاله هاي «کريستف کلارمونت»، «جري فوربز» و تني چند از همکاران چيني آنها که در سال هاي 2002 تا 2004 منتشر شده بود متهم کرد. اين اتهام نيز باعث شد وزير راه دولت دهم برآشفته شود و در نمابري به رسانه ها اعلام کرد؛ «درخصوص اين اتهام ناروا چون روشنايي روز مشخص است که مقاله مذکور نوشته خود اينجانب است و اين مقاله حداقل پنج تا هفت سال قبل نگاشته شده است. براي عموم کارشناسان ارشد و دارندگان مدرک دکترا کاملاً مبرهن است که به کارگيري قسمتي از مقالات ديگران با ذکر منبع و ماخذ کاملاً مجاز بوده و اينجانب که صاحب بيش از 500 مقاله علمي هستم نيز بر اين مساله وقوف دارم.» بهبهاني در ادامه توضيحاتش گفت تنها مشکل اين است که به دليل ازدياد منابع و مآخذ تنها نام برخي از آنها از قلم افتاده است. اينچنين بود که وزير راه دولت دهم نيز ناچار شد براي رهيدن از کمند اتهاماتي نظير مدرک جعلي و سرقت علمي، دست به کار توضيح ببرد. اما به هرحال آنچه عيان شد اين است که گويا به رغم تلاش هاي دولتمردان براي انحراف افکار از صحت مدارک اين موضوع راه به جايي نبرده است. نه روزي که علي اکبر جوانفکر از تهيه بخشنامه يي در دولت خبر داد که طي آن خطاب کردن افرادي که دکتر يا مهندس نيستند با اين القاب ممنوع شود و نه روزي که احمدي نژاد بررسي مدرک تحصيلي مديران خلف را در بوق و کرنا کرد.

 

+ محمد امین حصیری  | 

 

و رودخانه از میان شریان­های زنی می­رسد

تا دوباره سبز شود       که تویی

 

+ محمد امین حصیری 

(1)

 

ما عشق را به مدرسه بردیم

در امتداد راهرویی کوتاه

در یک کتابحانه­ی کوچک

بر پله­های سنگی دانشگاه

و میله­های سرد و فلزی

گل داد و سبــــــــز شد.

(قیصر امین­پور)

 

سال تحصیلی جدیدتون سبز سبز سبز!

 

 

(2)

 

زرد است که لبریز حقایق شده­است

تلخ است که با درد موافق شده­است

 

شاعر نشدی وگرنه می­فهمیدی

پاییز بهاری­ست که عاشق شده­است

 

پاییز مبارک


پ.ن: یاد مشکاتیان همیشه سبز

 

+ محمد امین حصیری  | 

آن روز كه زنان بنادرجنوب،‌ برقع به صورت زده و رو به درياي ديار آفتاب اندود خويش به امواجي چشم دوختند كه لنج مرد درياشان رابه سوي آنان مي سرانيد ، برقع ها شان سرخ سرخ بود وگاه نارنجي و سياه ؛‌ ونه هميشه سياه كه به دل بد راه مي داد و آن كس كه سفري داشت سياه از تن به در مي كرد. هرچند كه در تاريخي دور ، سياهي و مستوري با بيرق حفاظت از زنان،‌ بددلي و سياه روزي را بر آنان استيلا داده بود.

 

آن روز كس نمي دانست كه روزگاري خواهد رسيد كه اين نظر به آب دوختگان ِ سواحل ِ انتظار، برقع سبز به چشم به استقبال برابري ، آزادي و عدالت خواهند شتافت. و امروز ، شاهد بدعتي جديد در سنت هاي ديرين اين زنان هستيم. برقع هاي سبز، چالشي با جهان ِ اجبار ... بدعتي كه بي ترديد برآيند ديگر سنت شكني هاي زنان از سراسر ايران وديگر جوامع ستمديده و دردكشيده است.

********

صداي گرم و هيجان زده ي دوست جنوبي ام از سبزي برقع هايي مي گفت كه اين روزها به بازار آمده ...هنوز آنها را نديده بود اما تنها گزارش شاهدي عيني كافي بود تااين چنين به هيجانش بياورد و او نيز طبق عادت ديرينه ، با دقت و ظرافت قصد انتقال اين هيجان را داشت .... موفق شد، چونان هميشه. گفت :‌ رنگ سبز درميان رنگ هاي برقع زنان جنوب از قديم الايام تا كنون جايي نداشته و هرگز و هيچ گاه شاهد و سندي بر سبزيِ برقع ها يافت نشده است. گفتم : شايد با خيزش جنبش عمومي و مدني "راي من كجاست" و انتخاب نماد سبز براي رويش دوباره آزادي و برابري خواهي ، زنان جنوب نيز دراعتراض به آنچه از آنان دريغ شده بود در پي خلق نماد پيوند خويش با اين سبزينگي بر آمده اند. گفت :‌نميدانم لابد اين هم روشي است مبتكرانه به جاي دستمال گردن يا سريند يا مچ بند يا بازوبندي كه دراين روزها درتهران رايج شده . گفتم : حضور رنگارنك و گوناگون طيف هاي مختلف در اين جنبش موجب شد كه نماد آن نيز نشاني از سبزينگي و رويش متنوع سبزه ها و نهال هاي نورس باشد. دختران و پسران جوان حتي به بندي سبز بر انگشت پيروزي ويا سربندي بر پيشاني ِ روبه آينده خويش و زنان و مردان نيز هريك به نمادي سبز بر لباس و پوشش ظاهري در اين روزها پيوند با اين جنبش را فريادكردند. سهم زنان جنوب نيز لابد اين شده كه آب درياهاي گرم بوم خويش را باخلق برقع سبز به پاي اين سبزينگي ريزند ودر رويش نهال هاي مدنيت سهمي داشته باشند تا كه سبزبرگي به يادگار در ميان اوراق تاريخ زنان شود. گفت : مي داني برقع جنوبي فقط به منظور حفظ حجاب نيست ؟ اين تكه اي از لباس سنتي آنهاست يعني اصولا برقع زنان جنوب متفاوت از برقع هايي است كه اجباري والزامي به تن زنان كرده اند ،‌ با برقع زنان افغان و برقع هاي طالباني فرق دارد. شايد يادگاري است از صورتك هاي نمايشي در مراسم و آيين ساحل نشينان دور... گفتم : هرچه كه هست و هرچه بوده حتي اگر در گذشته نشاني از بردگي و سرسپردگي ؛ اينك در هيبتي ديگر به ضد خويش بدل شده و به بازارسبز و پررونق اعتراض هاي مردمي پيوسته است يعني آن چه ميبايست موجب خاموشي آنها شود اينك به هزار زبان در سخن است... گفت : خودشان مي گويند :‌برقع " موسوي چي "‌ و در نمايشگاه صنايع دستي زنان دانه اي 6000 تومان فروش رفته اما دربازار بندر و ميناب بايد دانه اي 3000 تومان باشد لابد به تهران كه آمده " تهراني شده و گران " !!

********

....برقع سبز با پولك هاي طلايي در ميان دستان كشيده و آفتاب سوخته اش مي درخشيد. دستان توانايي كه انگار ازميان درياهاي جنوب مرواريدي سبز صيد كرده و حاليا به سخاوت به بازار آزادي خواهي عطا مي كرد . هردو به آن خيره ميشويم و دست به دست مي گردانيم انگار كه از وراي پوست سرانگشتانمان تپيدن و تولد نبضي پرخروش را به يكديگر صلا مي دهيم . نوعي آيين و مناسك براي تكريم نشانه هايي كوچك ، حركت هايي خرد و آثاري به جاي ماندني و به خاطر سپردني . حركت هايي بي ادعا و به دور از سهم خواهي با سهيم شدن در خيزشي مدني به هرنام و به هر شيوه اي كه خودِ زنان مي خواهند .... بودن ! بي صدا و كم هزينه دراين دوران خشونت زا . ماندن ! واندادن ! علامتْ به جايْ نهادن تا كه رهرواني ديگر به دنبال اين نشانه ها راه به حركت هاي خلاق و مدني زنانه يابند . و علامتْ اين بار ،‌برقع سبز زنان سرخ پوش بنادر هرمزگان است كه در طريقي بديع، هرم آفتاب خفته در جان ِ جنوبي خويش را به گرما بخشي و سبزينگي جنبش مدني ومردمي آورده اند . برقع سبز را چونان يادگاري عزيز بر دل و ديده نشاندم و چونان ارمغاني از جنبش هاي "خرداد"‌ي در موزه واره تاريخ زنان جاي دادم . ظهوراولين و نمادين برقع سبز چالشي با جهان اجبار است . استفاده اي جسورانه از آن چه قراربوده زنان را به مستوري و پرده نشيني از تاريخ مخفي بدارد ليك ، حاليا به هزار زبان در سخن است...

+ محمد امین حصیری  | 

آخرین جلسۀ نشست ماهانۀ گروه مطالعات زنان انجمن جامعه شناسی ایران در سال جاری به بررسی سیاستهای آموزشی دولت نهم اختصاص یافت. نشستی که روز گذشته با سخنرانی نیره توکلی، جامعه شناس و دیگر علاقه مندان حوزۀ زنان، در دانشکدۀ علوم اجتماعی دانشگاه تهران برگزار شد. در این نشست، خانم توکلی با کنار هم گذاشتن بنیان های آموزشی  و گفته های دولتمردان دولت نهم نتیجه گرفت که  ویژگی اساسی نظریه پردازان آموزشی دولت نهم، "جداسازی جنسیتی" است.


ادامه مطلب
+ محمد امین حصیری  | 

+ محمد امین حصیری 

 
در حالی که فشار بر سید حسن خمینی برای لغو سخنرانی سید محمد خاتمی در حرم امام خمینی افزایش یافت و نیروهای امنیتی اعلام نمودند به هر طریق از سخنرانی محمد خاتمی جلوگیری می نمایند ، نوه امام در اقدامی اعتراضی مراسم شب های قدر حرم امام را لغو نمودند.

به گزارش خبرنگار رویداد ، تولیت آستان مقدس امام (ره) به مسوولان امنیتی اعلام نموده اند که اگر بخواهند در امور مربوط به حرم دخالت نمایند از برگزاری برخی مناسبت ها جلوگیری خواهند نمود.

این درحالی است که فشار برای سخنرانی سید احمد خاتمی ، احمد جنتی و محمود احمدی نژاد برای شب های قدر در حرم امام افزایش یافته بود اما با مخالفت شدید نوه امام روبرو گشت.

در همین حال روابط عمومی آستان مقدس امام خمینی(س) با صدور بیانیه ای از لغو مراسم شب های قدر خبر داد. متن این بیانیه به شرح زیر است:

بسمه تعالی
با آرزوی قبولی طاعات و عبادات مردم شریف ایران هم‌چنین با ادعیه خالصانه به درگاه حضرت احدیت برای علو درجات امام خمینی سلام‌الله علیه و فرزندان برومند و همسر مكرمه ایشان به اطلاع روزه‌داران و شهروندان مومن تهران میرساند آستان مقدس امام خمینی متاسفانه امسال به واسطه مشكلاتی كه حرم مطهر امام با آن روبروست از برگزاری مراسم روح‌بخش شب‌های احیا معذور میباشد.

امید است مومنین روزه‌داران در سحرهای پرفیض ماه مبارك رمضان و شب‌های قدر با دعای خویش روح مطهر امام و فرزندان محترم و همسر محترمه ایشان را غریق ادعیه خالصانه خویش بگردانند و دوام نظام مقدس جمهوری اسلامی را از خدای سبحان مسالت نمایند.
ان‌شاالله تعالی در سال‌های آتی چون گذشته پذیرای خیل مشتاقان و عاشقان حضرت روح‌الله باشیم.
+ محمد امین حصیری  | 

 

توو این روزای سخت، 17 شهریور آرامبخش خوب و بموقعی بود!

پریشونی و ناشاعرانگی و پراکندگیمو می­دونم که می­بخشی.

 

دعوت شدی به خاک که نور خدا شوی

راز بزرگ عشق شوی برملا شوی

 

 

***

 

زمان خلق تو حتی خدا جسارت کرد

و عشق مثل جنونی به زن سرایت کرد

 

 

***

 

خدا به معجزه­ی لایزال خود شک داشت

تورا که دید به اعجاز خود یقین آورد

 

 


برملا شدنت مبارک
+ محمد امین حصیری 

اين  پياده   مي­شود  ، آن   وزير   مي‌شود
صفحه چيده مي‌شود ،  داروگير    مي‌شود

اين يكي  فداي شاه ‌،  آن  يكي  فداي  رُخ‌
در  پيادگان  چه  زود مرگ  و مير   مي‌شود

فيل  كج‌روي  كند، اين سرشت فيل‌هاست‌
كج‌روي   در  اين   مقام   دل‌پذير   مي‌شود

اسب  خيز مي‌زند ،  جست‌وخيز كار اوست‌
جست‌وخيز   اگر   نكرد  ، دستگير مي‌شود

آن   پياده‌ي   ضعيف   راست راست مي‌رود
كج   اگر   كه   مي‌خورَد  ، ناگزير  مي‌شود

هر  كه   ناگزير   شد ، نان  كج بر  او حلال‌
اين  پياده  قانع  است ‌،  زود سير مي‌شود

آن    وزير    مي‌كُشد ،  آن   وزير  مي‌خورد
خورد  و برد  او  چه زود  چشم‌گير مي‌شود

ناگهان    كنار   شاه    خانه‌بند    مي‌شود
زير  پاي  فيل ‌، پهن‌ ، چون خمير   مي‌شود

آن  پياده‌ي   ضعيف  عاقبت  رسيده  است‌
هرچه خواست مي‌شود،گرچه دير مي‌شود

اين پياده ‌،  آن  وزير ... انتهاي  بازي  است‌
اين  وزير    مي‌شود  ، آن   به‌زير  مي‌شود

                                           محمدكاظم كاظمي‌ 

+ محمد امین حصیری  | 

 

در دامنی از لای و لجن پایبندی

بر اوج و فرودِ موج­ها می­خندی

 

ای رود که منکر شده­ایی دریا را!

یک روز میان بسترت می­­گندی

 

+ محمد امین حصیری 

 

قطعاً كسانى كه پيمان خدا و سوگندهايشان را [ براى رسيدن به مقاصد دنيايى ] به بهاى اندكى می­فروشند ، براى آنان در آخرت بهره­اى نيست؛ و خدا با آنان سخن نمی­گويد ، و در قيامت به آنان نظر [ لطف و رحمت ] نمی­نمايد ، و  [ از گناه و آلودگى ] پاكشان نمی­كند؛ و براى آنان عذاب دردناكى خواهد بود. (آل عمران/77)

 

 

+ محمد امین حصیری 

 

بنا به قولی که داده­شد،

                    اکنون

                    کجاست کامیابیِ این مردمان ستمکش؟!

و آن همه را که خواستاران و عاشقان بودیم،

اکنون کجایند دلدادگانی که پاره پاره پریشانند.

آه آسایش لایزال!

اکنون به نیکی از نام کدام ستاره

                            شعری باید سرود؟

کجاست آیا

             تا که مردمان من اکنون

                       بی­دغدغه بر درنده­ی این روزگار

                                         ظفر یابند.

تا که عاشقان میهن من

                      بی­وسوسه بر جهالت کج­اندیشان

                                                 ظفر یابند.

تا که مهربانان این خطه­ی همیشه بهار

                                   بر دیوان و نامردمان

                                                ظفر یابند.

 

(سید علی صالحی)

 

پ.ن: دریغا / جهان جراحت مجنونی­ست / که در بغض سربریده­ی ما / به بازخوانی نمک می­رود.

+ محمد امین حصیری  | 

 

زندگي

          قصد داشت

تا تابستان براي ما قصه و حكايت بگويد

تا ما سرما را فراموش كنيم؛

.

.

.

زندگي ناگهان

در سرما گم شد!

 

(احمدرضا احمدي)

 


پ.ن: اما تصميم چاقو / تعريف سيب بود!

 

+ محمد امین حصیری  | 

 

                    مترسک آدم نیست

 

                    کاش گنجشک­ها می­دانستند!

 


پ.ن۱: آیا در زمین گردش نکردند تا با تأمل بنگرند که سرانجام کسانی که پیش از آنان بودند، چگونه بود؟ آنان از ایشان نیرومندتر بودند، و در زمین آثاری پایدارتر ( چون قلعه­ها ، خانه­های استوار، سپاه قدرتمند و کاخ­های بسیار مستحکم ) داشتند، پس خدا آنان را به کیفر گناهان­شان (به قهر خود) به عذاب گرفت و در برابر (قهر) خداوند برای آنان هیچ حمایت­گر و مدافعی نبود! (غافر/21) (نکته: نمونه­ی داوری به حق، قهر الهی نسبت به مجرمان تاریخ است.)

 پ.ن۲: پریشانی خاطر دادخواه / براندازد از مملکت، پادشاه (سعدی)

***

دوستان­ام نگران­اند و از نگرانی­شان با من می­گویند

از پایان جهان حرف می­زنند

از تیرگی و مصیبت

من همیشه با آرامش گوش می­دهم و بعد

می­گویم: نه؛ به پایان نمی­رسد،

این فقط یک اغاز است.

 

(ریچارد براتیگان)

 

+ محمد امین حصیری  | 

 

. . . فَقَدْ كَذَّبُوا بِالْحَقِّ لَمَّا جَاءَهُمْ فَسَوْفَ يَأْتِيهِمْ أَنْبَاءُ مَا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ (انعام/٥)

پیش از شما

            به­سان شما

                        بی­شمارها

با تار عنکبوت

         نوشتند روی باد

کین دولت خجسته­ی جاوید زنده­باد!

(شفیعی کدکنی)


پ.ن:  وقتی که بره­ایی  /  آرام و سر به زیر / با پای خود به مسلخ تقدیر  / ناگزیر /  نزدیک می­شود، / زنگوله­اش چه آهنگی دارد؟!

+ محمد امین حصیری  | 

 

پس از ناکامی در پروژه ی "سقوط هواپیمای توپولوف ایران - ارمنستان"!!!! درست در زمانی که اوضاع کشور در وضعیت بحرانی قرار دارد با مطرح کردن موضوع مشایی ، دولت قصد دارد با نوعی تلقین دروغ اختلاف بین اصولگرایان آتش اعتراضات را بخواباند لذا این موضوع چیزی جز انحراف افکار عمومی محسوب نمی شود.

 

+ محمد امین حصیری  | 

 

(1)

من به چشم­های بی­قرار تو قول می­دهم

ریشه­های ما به آب

شاخه­های ما به آفتاب می­رسد

ما دوباره سبز می­شویم.

(قیصر امین­پور)

 

  (2)

  خدا در خیابان سوت می­زند

و پیامبران

ـ در کوچه­ها ـ

دوشیزگان باکره را سنگسار می­کنند!

 (فرشته قاسم زاده)

 


پ.ن: در این طبیعتی که ما را احاطه کرده و اینچنین دشمن ماست هیچ زیبایی و لطفی وجود ندارد؛ زیبایی چیزی­ست که انسان با عمق روحش می­آفریند، این آدمی­زاد است که تراژدی­های بی­شمار را به آثار هنری تبدیل می­کند.

 

+ محمد امین حصیری  | 

 

دستی رسید و ریخت سراسیمه بر سرم-
یک سطل آب، دکمه ی اول که باز شد
کِل می زدند و دست تمام لباس ها-
روی طناب دکمه ی اول که باز شد
من می دویدم آبی و آرام در خودم
یک دفعه پخش شد هیجان در تن اتاق
قلب دقیقه در تپش افتاد، تیک تاک...
-با اضطراب- دکمه ی دوم که باز شد
عطر سفید سینه ات آزاد در هوا-
پیچید و بر اساسیه ی خانه ات نشست،
روی کتاب و صندلی و جالباسی و
لیوان آب...دکمه ی سوم که باز شد
چشمش پر از علامت، چشمش پر از سوال
چشمم کنار چشم تو لکنت گرفته بود!
و قبل از اینکه من ب بگویم که،«این فقط
یک لحضه خواب...» دکمه ی آخر که...بگذریم

 

+ محمد امین حصیری 

 

تنها چيزی كه هميشه بوده و خواهد ماند حماقت انسان است، و از دروغ شنيدن لذت می­برد؛ چرا كه حقيقت خدا را چندين هزار سال در لابلای بت و امثال آن پنهان نمي كرد!

 

+ محمد امین حصیری 

 

قدر ماه

ابر دارم

بادی نمی­وزد

تا سیاهان آبستن

 

ماه باشد

یا نباشد

مردم چای و عشق­شان را

زیر نئون­ها می­خورند

 

من باشم

یا نباشم

پای عاشق نمی­لنگد

 

خواب­های کهنه­ام را

تاکرده

گوشه­ی دلم می­گذارم

تکیده بر ایستگاه خاطرات

شاید مسافری

مرا با چمدانش اشتباه بگیرد

 

امشب

چای و ابر دارم

 

 


پ.ن: کمی خسته­ام،کمی تنها

 

+ محمد امین حصیری  | 

+ محمد امین حصیری  | 

 

المُلکُ یَبقی مَعَ الکُفر وَ لا یَبقی مَعَ الظُّلم

 

+ محمد امین حصیری 

فارس نیوز: وزير علوم ابراز امیدواری کرد کنکور 88 هم به مانند انتخابات ریاست جمهوري عادلانه و عاری از هرگونه تقلب برگزار می گردد.   وی افزود : برای آسایش حال داوطلبین در روز کنکور از دوستان عزیزمان در سپاه پاسداران استفاده خواهیم کرد و مامورین یگان ویژه را برای حفظ امنیت به حوزه های امتحانی می فرستیم . وی در پاسخ سوال خبرنگاران در خصوص زمان اعلام نتایج کنکور اعلام کرد ، اسامی پذیرفته شدگان از یک هفته قبل در پایگاه بسیج موجود بوده و 1 ساعت قبل از پایان کنکور در وب سايت basij.ir قابل دسترس خواهد بود . وی همچنین اعلام کرد امسال براي اولین بار فردی به نام علی کردان توانسته به 120% سوالات پاسخ دهد که با چنین نتیجه درخشانی دکترای دانشگاه آکسفورد به ایشان اعطا خواهدشد . وی اضافه کرد با معترضین به نتایج کنکور همچون معترضین نتایج انتخابات ریاست جمهوري با نرمش و ملایمت رفتار خواهد شد . لذا ما پیش بینی هرگونه تجمعی را از سوی اغتشاش گران و ارازل و اوباش کرده ایم و از هم اکنون نیروهای لباس شخصی و بسیج را در سراسر کشور برای برخورد و مقابله با آشوبگران آماده کرده ایم . وی افزود : اگر تقلب و یا تخلفی را در نحوه سوالات و یا در برگه پاسخ نامه مشاهده کردید ، فقط از راه قانونی اقدام کنید و در زمان های مشخص شده به شورای نگهبان مراجعه فرمائید و اعتراضات خود را بیان کنید . وی اضافه کرد ، چنانچه پاسخ قانع کننده ای از شورای نگهبان دریافت نکردید ، تا جمعه صبر کنید و در نماز جمعه به امامت دکتر زاهدی وزیر علوم و تحقیقات شرکت کنید و به سخنان فصل الخطاب ایشان گوش فرا دهید. اگر قانع شدید که به شکایاتتان با زبان خوش پایان می دهید و می فهمید چه خاکی باید بر سرتان بریزید ، وگرنه با گلوله و باطوم چنان قانعتان می کنند که دیگر به کنکور و این قبیل آزمون ها فکر نکنید .

 وزیر علوم در پایان در توصیه ای به داوطلبان و اغتشاشگران گفت : سعی کنید در روز کنکور حتما صبحانه تمیز بخورید و همچنین با چکمه و پاپوش های ضخیم به حوزه امتحانی وارد شوید . طبق شنیده ها در کف حوزه های امتحانی خس و خاشاک ریخته شده و ممکن است در پایتان فرو برود و تمرکزتان را به هم بریزد .

+ محمد امین حصیری  |