تنها زماني کوتاه در کنار يکديگر بوديم و پنداشتيم که عشق هزاران سال مي پيمايد.
.
.
.
پايان
پ.ن1:
در رنجی که ما می بريم ، درد نه تنها در زخم هايمان ، که در اعماق دل طبيعت نيز حضور دارد. در تغيير هر فصل ، کوهها ، درختان و رودها ظاهری دگرگونه می يابند ، همانگونه که آدم در گذر عمر ، با تجربيات و احساساتش تحول می يابد. در دل هر زمستان ، تپشی از بهار و در پوشش سياه شب، لبخندی از طلوع نمايان است . "جبران خلیل جبران"
پ.ن2:
بسیار وقتها
با یکدیگر از غم و شادی خویش سخن ساز میکنیم
اما در همه چیزی رازیست
گاه به سخن گفتن از زخمها نیازی نیست
سکوتِ ملالها
از راز ما سخن تواندگفت.
"مارگوت بيكل ـ ترجمهي احمد شاملو"
پ.ن آخر: ممنون از همتون . . . هميشههاي شاد و شيرينتون آبي و آروم و پرخـــــــــــــــــــــــــــــدا!
